مرد مسکین

روزی روزگاری مردی مسکین در شهری زندگی میکرد . تمام مردم ان شهر ثروتمند بودند و هر موقع مرد مسکین را می دیدند او را مسخره میکردند . مرد مسکین تصمیم گرفت خودش را دور از چشم مردم ثروتمند قرار دهد ؛ اما ان شهر انقدر شلوغ و پر جمعیت بود جایی برای پنهان شدن نبود ، بنابراین این کارش فایده نداشت . روز ها طول کشید و او خواست در مورد مردم ثروتمند تحقیق کند . یک ماه گذشت و نتیجه این شد که تمام مردم این شهر دزد و زندانی فراری هستند و پلیس ها از این ماجرا خبری ندارند . او ارام از شهر خارج شد و هزار ها پلیس به ان شهر اورد ؛ وقتی پلیس تمام دزد ها را زندانی کرد ، از اخر پلیس پاداشی بزرگ مثل خانه ای بزرگ ماشینی ، گران قیمت ، لباسی نو….و از ان به بعد زندگی خوبی را شروع کرد.

سیدامین سیدی

من در مشهد زندگی می کنم مدرسه ایوب نصیرزاده متولد : 1390/6/31 امین سیدی

دیدگاهتان را بنویسید